ببخشید چند لحظه ...
شاید تو هم مثل من باشی! دلت می خواهد با خدای خویش رفیق و دوست شوی.
به او نزدیک گردی و شمیم لطف و رحمت او را در مشام جان حسّ نمایی، با مقربان درگاه ربوبی و دوستان او طرح دوستی بریزی، به باغ ولایتشان داخل شوی و گلستان قرب آن ها را تماشا کنی.
بر فرش دوستی آن ها بنشینی و دل و جانت را به ایشان بسپاری، تا بر مرکب دوستی خویش سوارت کنند. و برق آسا به مرز وصال پروردگارت برسانند.
اما این گنج پنهان سعادت کجا پنهان است؟ و کلید طلایی این بزرگترین خوشبختی ها کجاست؟
در پاسخ باید گفت: دوستی راه و روش دارد که باید آن را آموخت:
اولین شرط دوستی یک دل و یکرنگ شدن با دوست است و این محقق نمی شود مگر با گذشتن از غیر دوست و بیزار شدن از غیر اوست.
با صدای زنگ محبت بیدار شدن و از هرچه بوی دشمنی با دوست می دهد بیزار شدن.
گر عاشق دلداری، با غیر چه دل داری کان دل که در او غیر است، دلدار نمی گنجد
برای دوستی خدا و اولیای خدا نیز باید همین راه را طی نمود. آری در دلِ تولّی حقیقی، تبرّی هم هست.
در این نوشتار برآن شدیم که یکی از شرایط رسیدن به « تولّی » یعنی « تبرّی » را کمی توضیح دهیم. لذا سعی شده است در شرایطی که تفسیرهای متفاوتی از تبری می شود و گاهی حتی با سیره اهل بیت تضادّ دارد، مسائل مربوط به آن را مورد تحقیق و بررسی قرار دهیم.
در این نوشتار برآنیم تا درباره ی
· تبرّی
· حدیث رفع القلم و نهم ربیع الاول
· شخصیت ابولولو
· مجالس مربوط به نهم ربیع
· لزوم اتحاد و برادری
و ... مطالبی را یادآور شویم.
امروزه ضمن برداشت هایی غیر مستند از واژه تبرّی، اعمالی در جامعه اسلامی اتفاق می افتد که بی شکّ مقبول امامان شیعه نیست و با سیره ی متعالی آنان در تضادّ است.
امیدواریم که از سیره حق خارج نشویم. ان شاءالله تعالی
تبرّی یعنی ؟
« تبری به دوری و جدا شدن از چیزی گفته می شود که در نزدیک شدن به آن کراهت است.[1] »
و « ابراز برائت خداوند از کافران به معنای دور ساختن آن ها از رحمتش می باشد.[2] »
[1] - راغب - مفردات ، ص 121
[2] - شیخ طوسی - تفسیر تبیان، ج 1، ص 244
ادامه مطلب ...